جهاد، سازنده خیمه دین است، نه جنگ برای خاک و نفت
به گزارش جایگاه خبر، “بسم الله الرحمن الرحيم”
آيت الله العظمي جوادي آملي (سخنراني؛ جايگاه جهاد در نظام ارزشي اسلام سال 1365)
_ . . . شما براي نفت نجنگيد. شما براي خاک نجنگيد شما براي زمين و زمان نجنگيد. براي قرآن بجنگيد و ديگر هيچ. همه اين معادن هست همه اين سرزمين هست اگر دين زنده شد ميگويد جلوي تجاوز مال را هم بگيريد. من قتل دون مالِه فهو شهيد .من قتل دون عرضه فهو شهيد.من قتل دون مظلمته فهو شهيد. اينها جزء فروعات دين است. اينکه ميبينيد مرحوم کاشف الغطاء اون فقيه نام آور اماميه که صاحب جواهر درباره او ميگويد من به عظمت او و حدّت ذهن او کمتر فقيهي ديدم. او ميگويد:
جهاد بالاتر از نماز است. براي همين نکته است ميگويد:
نماز ستون دين است ولي جهاد سازنده خيمه دين است. بالاخره يک خيمهاي بايد باشد که ستون بخواهد يا نه. اگر نماز محترم است و اگر اوّل چيزي که در شرايط عادي از مرده سؤال ميکنند نماز است و اگر ان قبلت قبل ماسواها در شرايط عادي است امّا اگر اصل دين که نماز فرع اوست در خطر شد در آنجا جهاد سازنده تار و پود خيمه است. شما عمود را براي خيمه ميخواهيد امّا تکتک تار و پود اين خيمه را اين سلاح رزمندگان جبههها ميبافند. اين بزرگ فقيه ميگويد. جهاد به مراتب بالاتر از صلوة است در وقت خود. او اصل خيمه را ميسازد بعد اين خيمه ستون ميطلبد تمام اين سلاحها تار و پود خيمه دينند و زير اين خيمه دين همه رفاه و مسائل امکاني برقرار است. منتها وعده خدا اينست شما چون ابراهيم باشيد من هر آتشي را خاموش ميکنم. کلّما اوقد ناراً لِلحَرب اطفح اللّه.
. . . به مراکز علمي برويد، عالم بشويد، فقيه شويد. از خدا بترسيد. مردم را از خدا بترسانيد. بارها به عرضتان رسيد که هدف حوزه آمدن فقيه شدن نيست. هدف حوزه آمدن انذار مردم است. اين ليتفقهوا. هدف متوسط است نه هدف نهايي. فرمود لولا نفرٌ من کل فرقة منهم طائفةُ ليطفقهوا في الدّين تا در دين متفقه بشوند. بعد از فقاهت چه کنند، براي مردم سخنراني کنند؟ براي مردم مسئله بگويند؟ براي مردم امامت کنند يا در حوزهها بمانند مدرس بشوند؟ اينها اهداف وسطيه است. هدف نهايي انذار مردم است. مردم را از جهنم ترسوندن اون کار هر درس خوانده اي نيست.فقيه شدن خيلي سخت نيست استاد و مدرس شدن خيلي دشوار نيست.مردم را از جهنم ترساندن سخت است مگر مردم از حرف هر کسي از جهنم ميترسند تا خود انسان از جهنم نترسد که حرفش اثري ندارد. فرمود: اگر هنر داريد مردم را از آتش بترسانيد.مردم را از جهنم بترسانيد گناه نکنيد که حرف شما انذار باشد. سخنراني آسان است، تبليغ آسان است، تدريس آسان است،تصنيف آسان است. تأليف آسان است. انذار مردم سخت است. مگر حرف هر کسي جگر مردم را از جهنم ملتهب ميکند. مرحوم مفيد رضوان اللّه عليه نقل کرد از رسول خدا عليه آلاف تحیه والثناء وقتي سخن از جهنم ميشد، يَحمارُه و جناته
وقتي که از جهنم سخن ميگفت مثل اينکه دشمن حمله کرده است. هجمه کرده است. فرماندهاي که غافلگير شد در برابر شبيخون دشمن ، چگونه سراسيمه خبر ميدهد، فرمود: وقتي رسول خدا ميخواهد سخن بگويد مردم را مثل فرمانده سپاه که غافلگير شده دشمن خون آشام از هر طرف حمله کرده و او دارد از تهاجم خبر ميدهد. اين خبر را با ترس بيان مي ميکند با چهره برافروخته مردم را از جهنم بترساند کند. با چهره بر افروخته خبر ميدهد با بدن لرزان و مرتعش خبر ميدهد فرمود وقتي پيغمبرمي خواست از جهنم سخن بگويد ميلرزيد و حرف ميزد. اين مقام پيغمبر بود که ((قُم فانذِر)) بعد گفتند فقيه وارث پيغمبر است .
. . . امّا اگر کشورهاي ديگر اين قدر در برابر اصنام درون و اوثان بيرون مبارزه نميکنند چون رهبري مانند اهل بيت عصمت و طهارت ندارند.چون حسينبن علي عليهما آلاف و تهية و الثنا براي آنها الگو نيست. هر اندوهي که باشد نام کربلا او را حل ميکند و کي به اين خاندان متوسل شد که مدد نگرفت. اينها مجاري فيضاند خداي سبحان بوسيله اينها فيض را به ما ميرساند”
والحمد لله رب العالمين!!