حاشیه‌ای بر متن انسجام ملی/ آیا موتورسواری پاسخ شایسته‌ای به منزلت زن ایرانی است؟

به گزارش جایگاه خبر، آزمون انسجام در بزنگاه تاریخی

کشور عزیزمان ایران، روزهای پرالتهاب و حماسی جنگ دوازده روزه و تحولات منطقه‌ای را با تکیه بر انسجام ملی و اقتدار درونی پشت سر می‌گذارد. در شرایطی که وحدت کلمه، حیاتی‌ترین نیاز برای عبور از گردنه‌های سخت تاریخی است، طرح موضوعاتی حاشیه‌ای و چالش‌برانگیز در فضای عمومی، نیازمند تأمل جدی است. سؤال اینجاست: در حالی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به آرامش روانی و همگرایی نیاز دارد، آیا طرح مسائلی همچون رسمیت‌بخشی به موتورسواری بانوان، تقویت‌کننده این انسجام است یا خدشه‌دار کننده آن؟

۱. انسجام ملی؛ جاده‌ای دوطرفه
انسجام ملی به معنای سکوت یک‌جانبه قشر متدین و انقلابی در برابر تغییرات خزنده فرهنگی نیست. حقیقت آماری و میدانی کشور نشان می‌دهد که قشر مذهبی، غیرتمند و پایبند به اصول شرعی، بدنه اصلی و اکثریت قاطع جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. همان‌هایی که در بزنگاه‌های خطر، جان و مال خود را سپر بلای کشور می‌کنند.
حفظ انسجام ملی، مستلزم آن است که تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران، دغدغه‌ها و خطوط قرمز این اکثریت نجیب را محترم بشمارند. نمی‌توان انتظار داشت که به نام وحدت، هنجارهای دینی و اخلاقی نادیده گرفته شود و سیاست‌هایی که با زیست عفیفانه در تضاد است، ترویج گردد. نادیده گرفتن حساسیت‌های ایمانی جامعه، خود بزرگترین تهدید برای سرمایه اجتماعی است.

۲. پارادایم تولید در برابر توزیع؛ بازگشت به فطرت زایش
فارغ از بحث‌های سیاسی، بیایید مسئله را از منظر علوم حکمرانی و انسان‌شناسی اسلامی بررسی کنیم.
زن در نظام خلقت، مظهر زایش، خلاقیت و پرورش است. فطرت زنانه، با تولید (آفرینش اثر، کالا، هنر و تربیت) سنخیت دارد، نه با توزیع و حمل‌ونقل (Logistics).
خطای استراتژیک اینجاست که سوق دادن زنان به سمت مشاغلی همچون پیک موتوری یا استفاده ابزاری از موتورسیکلت برای امرار معاش، تنزل دادن مقام زن از جایگاه خالق مولّد به جایگاه کارگر توزیع‌کننده است. نگاه متعالی اسلام به دنبال عدالت است؛ یعنی فراهم کردن بستری که زن بتواند مطابق با ساختار وجودی‌اش (ظرافت و خلاقیت) نقش‌آفرینی کند، نه اینکه مانند نگاه مکانیکی غرب، در ترافیک و دود و خطرات فیزیکی فرسوده شود.

۳. فقدان پیوست فرهنگی و ضرورت طراحی تراز؛ چرا تقلید به جای تولید؟
حتی اگر فرض را بر ضرورت تسهیل حمل‌ونقل شخصی بانوان بگذاریم، پرسش اساسی از منظر مدیریت کلان این است: آیا زیرساخت‌ها و ابزارهای متناسب با شأن زن مسلمان آماده شده است؟
در منطق حکمرانی اسلامی، پیش از طرح رسانه‌ای چنین موضوعاتی، باید تمام ابعاد فرهنگی، اجتماعی، روانی و حتی غریزی و هیجانی آن توسط نخبگان بررسی شود. آیا شایسته است که ما دقیقاً همان وسیله‌ای (موتورسیکلت معمولی) را که بر مبنای ارگونومی و روحیات مردانه و فرهنگ برهنگی غربی طراحی شده، برای زن مسلمان تجویز کنیم؟

کشوری که توانایی حیرت‌انگیز ارسال ماهواره به فضا و ساخت پیچیده‌ترین سازه‌های دفاعی را دارد، آیا در طراحی یک وسیله نقلیه فاخر و بومی ناتوان است؟ چرا نباید به جای کپی‌برداری از غرب، به سمت طراحی وسایل نقلیه متناسب با زیست عفیفانه رفت؟ وسایلی که مثلاً دارای کابین محافظ، تعادل پایدار (مانند سه یا چهارچرخ) و پوشش متناسب باشند تا امنیت جانی و حریم شخصی بانوان را توأمان حفظ کنند.
انتظار می‌رود جمهوری اسلامی، در این عرصه نیز تولیدکننده الگو باشد و محصولی منحصربه‌فرد ارائه دهد که علاوه بر رفع نیاز، نماد صدور فرهنگ انقلاب اسلامی باشد؛ نه اینکه صرفاً مصرف‌کننده تکنولوژی‌ای باشد که با پیوست فرهنگی ما در تضاد است.

۴. شکاف طبقاتی و سراب آزادی
سیاست‌گذاری در حوزه عمومی نباید به گونه‌ای باشد که خروجی آن، صرفاً تأمین‌کننده تفریحات قشر مرفه باشد، اما هزینه آن را قشر مستضعف بپردازد.
برای اقلیت مرفه، موتورسواری نماد هیجان و نمایش است. اما برای اکثریت درگیر معیشت، آزاد شدن این فضا بدون تأمین ابزار مناسب، یعنی فشار بازار کار برای تبدیل کردن زنان سرپرست خانوار به نیروی کار ارزان در خیابان‌های ناامن.
آیا کرامت زن ایرانی اجازه می‌دهد که او با وسایل نقلیه نامناسب و ناامن، برای تحویل یک بسته غذا به درب منازل افراد ناشناس مراجعه کند؟ این توانمندسازی نیست؛ بلکه رهاسازی زن در خشن‌ترین لایه‌های اقتصاد شهری است.

۵. حکمرانی مسئولانه به جای راهکارهای ویترینی
در علم مدیریت، گاهی تصمیم‌گیران برای فرار از حل مسائل دشوار و ریشه‌ای (مانند ایجاد اشتغال پایدار، تورم و ازدواج)، به راهکارهای سطحی و ویترینی روی می‌آورند. دادن مجوز موتورسواری با ابزارهای فعلی، هزینه مالی برای سیستم ندارد، اما هزینه سنگین فرهنگی و اخلاقی برای جامعه دارد.

مطالبه حقیقی زنان ایران در سال ۱۴۰۴، منزلت اجتماعی، امنیت اخلاقی و حمایت از نقش‌های مادری و تولیدی است، نه تقلید از الگوهایی که سنخیتی با فرهنگ فاخر ایرانی-اسلام اسلامی ندارد.

کلام آخر
امروز که کشور نیازمند آرامش و یکپارچگی است، شایسته است متولیان امر با درایت بیشتری عمل کنند. انسجام ملی زمانی محقق می‌شود که سیاست‌گذاری‌ها به سمت تقویت خانواده و کرامت زن باشد، نه عادی‌سازی رفتارهایی که می‌تواند گسل‌های فرهنگی را فعال کرده و خاطر اکثریت متدین جامعه را مکدر سازد. بیایید به جای تغییر ویترین شهر، زیرساخت‌های واقعی رشد و تعالی بانوان را بر مبنای الگوی سوم (زن نجیب، عفیف و فعال) و با تکیه بر نبوغ ایرانی برای طراحی ابزارهای بومی فراهم کنیم.

تهیه و تنظیم: شهره صادقی کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی

جدیدترین‌ها
پربحث‌ها