«خانواده مقاوم»؛ اربعین، راهی به سوی صلح پایدار و عدالت جهانی
به گزارش جایگاه خبر، دکتر سوداگر در نشست علمی ظرفیت و فرصتهای اربعین در تربیت نسل تمدن ساز مقاومت با ارائه مقالهای به زبان انگلیسی، خانواده مقاوم را زیربنای تحقق صلح پایدار و عدالت جهانی دانست و تأکید کرد که فرهنگ اربعین با تکیه بر مقاومت، آگاهی و همبستگی، الگویی برای مقابله با سلطه و احیای کرامت انسانی ارائه میدهد.
وی که سالها در آمریکا زندگی کرده است در آغاز با اشاره به شرایط دشوار جهان و تحولات اخیر، اظهار کرد: امروز جهان یکی از دردناکترین دورههای خود را سپری میکند؛ خانوادههای بسیاری بر اثر جنگها و حملات بیوقفه از هم گسستهاند و خشونت، بیعدالتی و فروپاشی کرامت انسانی، صلح جهانی را با تهدید مواجه کرده است.
دکتر سوداگر با بیان اینکه صلح تنها به معنای توقف جنگ نیست، افزود: جهان بیش از آتشبس، به «صلحی پایدار» نیاز دارد؛ صلحی که بر پایه عدالت، کرامت انسانی و ارزشهای الهی استوار باشد.
این پژوهشگر با انتقاد از نظام سلطه، تصریح کرد: قدرتهای استکباری با تکیه بر توان نظامی، اقتصادی و رسانهای، جهان را به دو جبهه سلطهگر و سلطهپذیر تقسیم کردهاند، در حالی که فرهنگ مقاومت، مرز حقیقی را میان حق و باطل میداند و بر نفی ظلم و ظلمپذیری تأکید دارد.
وی فرهنگ اربعین را تجلی این نگاه دانست و گفت: اربعین، صلح مبتنی بر تسلیم را نمیپذیرد، بلکه صلحی را دنبال میکند که بر مقاومت، آگاهی، رشد درونی و ایستادگی در برابر استکبار استوار است.
سخنران در بخش دیگری از مقاله خود، «خانواده مقاوم» را هسته اصلی شکلگیری جامعه عادلانه معرفی کرد و اظهار داشت: خانوادهای که در برابر فشارها استوار میماند، از ارزشهای خود دفاع میکند، اعضای خود را حفظ میکند و با ایثار و همبستگی، پایههای عدالت اجتماعی را بنا میگذارد.
وی با استناد به آیه ۲۱ سوره روم، خانواده را سرچشمه آرامش، مودت و رحمت دانست و افزود: ارزشهایی همچون شجاعت، صبر، ایثار و همبستگی، نخستینبار در محیط خانواده آموزش داده میشود و زمینهساز تربیت نسلی عدالتخواه خواهد بود.
این پژوهشگر در پایان، نقش زنان را محور استحکام خانواده مقاوم برشمرد و تأکید کرد که زن مسلمان با الهام از آموزههای قرآن کریم و فرهنگ عاشورا و اربعین، نقشی اساسی در تربیت نسل، حفظ هویت دینی و تحقق صلح عادلانه و تمدن نوین اسلامی ایفا میکند.
وی با انتقاد از نگاه تمدنی غرب اظهار داشت: نظام سلطه با تکیه بر قدرت اقتصادی، نظامی و رسانهای، خود را در اوج تکامل بشری معرفی میکند و میکوشد این تصور را در سطح جهانی القا کند؛ در حالی که این نگرش، ملتها را به سلطهگر و سلطهپذیر تقسیم کرده و از پاسخگویی به نیازهای حقیقی و معنوی انسان ناتوان است.