مناقشه امریکا و ایران این نیست که ایران یک تهدید اتمی است بلکه یک تهدید سیستمی است
به گزارش جایگاه خبر، مقدم: مصاحبه تخصصی با دکتر حمیدرضا عباسی مقدم
مصاحبهکننده: دکتر سارا پیرانه، رئیس/مدیرمسئول رسانه و پایگاه خبری «گویا صنعت و ورزش»
مصاحبهشونده: دکتر حمیدرضا عباسی مقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه، پژوهشگر و تحلیلگر حوزههای اقتصادی، راهبردی و نظامی، رئیس سازمان نخبگان ورزشی جهان
دکتر سارا پیرانه:
دکتر عباسی مقدم، در سالهای اخیر بخش مهمی از مناقشه ایران و آمریکا و همچنین رژیم اسرائیل، حول موضوع هستهای ایران مطرح شده است. از نگاه شما آیا مسئله واقعاً فقط جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
به اعتقاد من، اگر موضوع را صرفاً در چارچوب «بمب اتم» تحلیل کنیم، بخش مهمی از واقعیت راهبردی را از دست میدهیم.
البته جلوگیری از اشاعه سلاحهای هستهای و نگرانی درباره تولید سلاح هستهای، یک موضوع واقعی در نظام امنیت بینالملل است؛ اما مسئله ایران ابعاد دیگری نیز دارد که باید همزمان دیده شود.
موضوع مهم، توانمندی مستقل هستهای و چرخه سوخت است. کشوری که بتواند دانش هستهای، فناوریهای پیشرفته، نیروی انسانی متخصص و بخشهای مهم چرخه سوخت را در داخل توسعه دهد، صرفاً یک ظرفیت نظامی ایجاد نکرده است؛ بلکه بخشی از زیرساخت علمی، صنعتی و فناورانه خود را ارتقا داده است.
بنابراین پرسش اساسی فقط این نیست که «ایران بمب میسازد یا نمیسازد؟»
پرسش عمیقتر این است که حدود استقلال علمی، فناورانه و صنعتی یک کشور در یک منطقه ژئوپلیتیکی حساس تا کجاست؟
دکتر سارا پیرانه:
یعنی از نظر شما غنیسازی فقط یک فناوری مرتبط با انرژی هستهای نیست؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
دقیقاً.
غنیسازی اورانیوم و فناوری هستهای بخشی از یک زنجیره بزرگتر علمی و صنعتی است. در این مسیر، دانشهایی مانند فیزیک، شیمی، مهندسی، مواد، کنترل و ابزار دقیق، فناوریهای پیشرفته، تربیت نیروی انسانی و زیرساختهای تحقیقاتی توسعه پیدا میکنند.
البته نباید از این موضوع نتیجه گرفت که «غنیسازی بهتنهایی مساوی با استقلال اقتصادی» است. این یک سادهسازی است.
اما داشتن توانمندی بومی در فناوریهای راهبردی میتواند قدرت چانهزنی، ظرفیت صنعتی و استقلال تصمیمگیری یک کشور را افزایش دهد.
دکتر سارا پیرانه:
پس چرا حتی اگر ایران تضمین بدهد که به دنبال سلاح هستهای نیست، همچنان مناقشه درباره برنامه هستهای ادامه پیدا میکند؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
اینجا باید میان چند موضوع تفکیک قائل شویم.
یک موضوع، عدم اشاعه سلاح هستهای است.
موضوع دوم، دامنه و سطح فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران است.
موضوع سوم، اعتماد و راستیآزمایی بینالمللی است.
و موضوع چهارم، رقابت ژئوپلیتیکی در خاورمیانه است.
تحلیل من این است که اگر مناقشه را فقط به مسئله ساخت بمب تقلیل دهیم، رقابت گستردهتر بر سر قدرت علمی، فناوری، انرژی و جایگاه منطقهای ایران را نادیده گرفتهایم.
دکتر سارا پیرانه:
شما از «تهدید سیستمی» صحبت میکنید. منظورتان دقیقاً چیست؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
تهدید سیستمی الزاماً به معنای تهدید نظامی نیست.
فرض کنید کشوری در حوزههای انرژی، فناوری هستهای، صنایع پیشرفته، دانشگاه، نیروی انسانی متخصص و زیرساختهای صنعتی به سطحی برسد که وابستگی خارجی آن در حوزههای راهبردی کاهش پیدا کند.
چنین کشوری قدرت تصمیمگیری بیشتری خواهد داشت.
در نتیجه، مسئله فقط یک سانتریفیوژ یا یک تأسیسات هستهای نیست؛ مسئله انباشت ظرفیت علمی و فناورانه است.
این ظرفیت میتواند در بلندمدت بر اقتصاد، انرژی، صنعت، امنیت ملی و حتی وزن ژئوپلیتیکی کشور اثر بگذارد.
دکتر سارا پیرانه:
آیا این بدان معناست که آمریکا و اسرائیل اساساً با پیشرفت علمی ایران مخالف هستند؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
من این گزاره را به شکل مطلق مطرح نمیکنم؛ چون برای چنین ادعایی باید اسناد و شواهد مشخص را بررسی کرد.
اما در تحلیل راهبردی باید یک واقعیت را دید: قدرتهای بزرگ معمولاً نسبت به تغییر توازن قدرت در مناطق راهبردی حساس هستند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، جمعیت، منابع انرژی، ظرفیت صنعتی، نیروی انسانی متخصص و موقعیت ژئوپلیتیکی، کشوری معمولی در معادلات خاورمیانه نیست.
بنابراین افزایش توانمندیهای راهبردی ایران میتواند بر محاسبات قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تأثیر بگذارد.
این موضوع را باید از ادعای قطعی درباره نیت یک کشور تفکیک کرد.
دکتر سارا پیرانه:
پس مسئله اصلی از دید شما چیست؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
مسئله اصلی را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
مناقشه هستهای ایران فقط درباره یک سلاح نیست؛ درباره نسبت میان امنیت، استقلال علمی، فناوری، انرژی و قدرت در خاورمیانه نیز هست.
اگر ایران بتواند بدون عبور از تعهدات بینالمللی و بدون حرکت به سمت سلاح هستهای، ظرفیت علمی و فناوری پیشرفته خود را توسعه دهد، طبیعتاً قدرت چانه
مقدم: زنی بیشتری خواهد داشت.
بنابراین باید میان «استقلال علمی» و «سلاح هستهای» تفاوت بنیادی قائل شویم.
استقلال علمی بمب نیست.
اما استقلال علمی میتواند یک کشور را قدرتمندتر کند؛ و همین افزایش قدرت، در نظام بینالملل پیامدهای ژئوپلیتیکی دارد.
دکتر سارا پیرانه:
در این صورت، راهحل را چه میدانید؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
راهحل پایدار، نه در جنگ و نه در فشار حداکثری، بلکه در توافق قابل راستیآزمایی، تضمینهای متقابل و پذیرش حق توسعه علمی و فناوری صلحآمیز است.
ایران باید بهصورت شفاف نشان دهد که به دنبال سلاح هستهای نیست و در مقابل، طرفهای مقابل نیز باید چارچوبی ایجاد کنند که در آن توسعه علمی و فناوری صلحآمیز ایران بهعنوان یک واقعیت پذیرفته شود.
اگر قرار باشد هر پیشرفت علمی یک تهدید تلقی شود، نتیجه آن افزایش بیاعتمادی و مسابقه امنیتی خواهد بود.
اما اگر مرز میان فناوری صلحآمیز، تعهدات عدم اشاعه و سلاح هستهای بهصورت روشن تعریف و راستیآزمایی شود، امکان مدیریت بحران بسیار بیشتر خواهد شد.
دکتر سارا پیرانه:
اگر بخواهید پیام نهایی خود را به افکار عمومی ایران و جامعه بینالمللی در یک جمله بیان کنید، چه میگویید؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
من میگویم:
بحث را از «بمب» فراتر ببریم و درباره آینده قدرت علمی، فناوری و استقلال کشورها گفتوگو کنیم.
هیچ کشوری نباید برای دستیابی به سلاح هستهای تلاش کند؛ اما این موضوع نباید بهانهای برای جلوگیری از توسعه علمی و فناوری صلحآمیز ملتها نیز شود.
مسئله واقعی، ایجاد تعادلی میان امنیت بینالمللی، عدم اشاعه، حق توسعه علمی و استقلال راهبردی کشورها است.
و این دقیقاً همان نقطهای است که باید درباره آینده خاورمیانه با عقلانیت، منطق و دوراندیشی گفتوگو کنیم.