گفت‌وگوی راهبردی درباره ایران پس از جنگ؛ از «مقاومت» تا «موفقیت ملی»

به گزارش جایگاه خبر، مصاحبه‌کننده: دکتر سارا پیرانه

مدیرمسئول پایگاه خبری گویای صنعت، جایگاه خبر،جایگاه ورزش

 

مصاحبه‌شونده: دکتر حمیدرضا عباسی مقدم

پژوهشگر، تحلیلگر، استاد دانشگاه و رئیس سازمان نخبگان ورزشی جهان

 

دکتر سارا پیرانه:

 

دکتر عباسی مقدم، شما در تحلیل‌های اخیر خود بر این موضوع تأکید داشته‌اید که در این رویارویی، صرفاً توان نظامی تعیین‌کننده نبوده و عواملی مانند موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، تنگه هرمز، توان موشکی و پهپادی، شبکه‌های منطقه‌ای، فشار اقتصادی بر طرف مقابل و مهم‌تر از همه حضور و رفتار جامعه ایران نیز در محاسبات راهبردی مؤثر بوده است. از نگاه شما مهم‌ترین درس این دوره چیست؟

 

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

 

به اعتقاد من مهم‌ترین درس این بحران آن است که قدرت ملی را نباید فقط با تعداد موشک، هواپیما، ناو یا تجهیزات نظامی اندازه‌گیری کرد.

 

قدرت واقعی کشورها حاصل برآیند چند مؤلفه است:

 

قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، سرمایه اجتماعی، انسجام ملی، موقعیت جغرافیایی، دیپلماسی، فناوری، مدیریت بحران و اعتماد عمومی.

 

اگر یکی از این مؤلفه‌ها ضعیف باشد، حتی قدرت نظامی بالا نیز نمی‌تواند به یک پیروزی پایدار تبدیل شود.

 

در مورد ایران نیز باید توجه داشت که مسئله فقط میدان نبرد نبود. تنگه هرمز، انرژی، کشتیرانی، اقتصاد جهانی و امنیت کشورهای منطقه، بحران را به یک موضوع بین‌المللی تبدیل کرد. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهند که بن‌بست بر سر هرمز همچنان یکی از محورهای اصلی مذاکرات و فشارهای متقابل است.

 

دکتر سارا پیرانه:

 

شما به «مردم» اشاره کردید. حضور مردم در صحنه از نظر شما چه اهمیتی دارد؟

 

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

 

بسیار زیاد.

 

در علوم سیاسی و مدیریت بحران، چیزی داریم به نام سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری ملی.

 

کشوری که در شرایط بحرانی بتواند جامعه را از فروپاشی روانی، اقتصادی و اجتماعی حفظ کند، از ظرفیت راهبردی بیشتری برخوردار است.

 

اما باید یک نکته را بسیار صریح بگویم:

 

حمایت اجتماعی را نمی‌توان با تصاویر چند تجمع یا چند گزارش رسانه‌ای اندازه‌گیری کرد.

 

دولت باید افکار عمومی را به‌صورت علمی بسنجد؛ با نظرسنجی‌های مستقل، داده‌های اقتصادی، میزان اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی و رفتار واقعی مردم.

 

مردم فقط زمانی سرمایه راهبردی هستند که احساس کنند دولت نیز برای زندگی، امنیت، معیشت و آینده آنان مسئولیت می‌پذیرد.

 

دکتر سارا پیرانه:

 

پس از این دوره، به نظر شما ایران چگونه می‌تواند از یک «دستاورد دفاعی» به یک «موفقیت ملی» برسد؟

 

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

 

این مهم‌ترین سؤال است.

 

موفقیت واقعی از روز پایان جنگ شروع می‌شود، نه از روز پایان حمله.

 

اگر کشوری در میدان نظامی مقاومت کند اما بعد از جنگ نتواند اقتصاد، رفاه، اشتغال، سرمایه‌گذاری، روابط خارجی و اعتماد مردم را بازسازی کند، نمی‌توان گفت به موفقیت کامل رسیده است.

 

من برای موفقیت ایران یک مدل هفت‌محوری پیشنهاد می‌کنم:

 

۱. امنیت پایدار

 

ایران باید بازدارندگی خود را حفظ کند، اما هدف نهایی بازدارندگی باید جلوگیری از جنگ بعدی باشد، نه دائمی‌کردن جنگ.

 

۲. اقتصاد مقاوم اما نه اقتصاد منزوی

 

باید از اقتصاد بحران عبور کنیم و به اقتصاد تولید، صادرات، فناوری و سرمایه‌گذاری برسیم.

 

۳. رضایت عمومی

 

معیار موفقیت دولت باید از «توضیح عملکرد» به «نتیجه قابل لمس برای مردم» تغییر کند.

 

مردم کاهش فشار اقتصادی، ثبات قیمت‌ها، اشتغال، امنیت سرمایه‌گذاری و آینده روشن می‌خواهند.

 

۴. بازسازی روابط با همسایگان

 

ایران نباید اجازه دهد کشورهای منطقه تصور کنند امنیت آنها فقط از طریق آمریکا تأمین می‌شود.

 

تهران باید به همسایگان پیشنهاد یک معماری امنیت منطقه‌ای بدون جنگ بدهد.

 

۵. دیپلماسی فعال

 

قدرت نظامی زمانی بیشترین ارزش را دارد که بتواند پشتوانه یک دیپلماسی قدرتمند باشد.

 

هدف باید تبدیل «هزینه جنگ» به «دستاورد سیاسی و اقتصادی» باشد.

 

۶. بازسازی زیرساخت‌ها

 

انرژی، آب، برق، ارتباطات، حمل‌ونقل، بنادر، صنعت و زیرساخت‌های دیجیتال باید در اولویت قرار گیرند.

 

۷. بازسازی اعتماد عمومی

 

این شاید مهم‌ترین بخش باشد.

 

دولت باید با مردم شفاف صحبت کند؛ آمار واقعی ارائه دهد؛ درباره هزینه‌های جنگ توضیح بدهد و اجازه دهد مردم احساس کنند در آینده کشور سهم و نقش دارند.

 

دکتر سارا پیرانه:

 

اگر بخواهید یک پیام مشخص به دولت بدهید، چه می‌گویید؟

 

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

 

می‌گویم:

 

مردم را فقط برای روز بحران نخواهید؛ برای روز سازندگی هم کنار خود نگه دارید.

 

در زمان بحران، مردم ممکن است برای حفظ کشور کنار هم قرار بگیرند؛ اما پس از بحران، اگر مشکلات اقتصادی، تبعیض، بیکاری، فساد، ناکارآمدی و بی‌اعتمادی ادامه پیدا کند، سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد.

 

بنابراین دولت باید از «مدیریت بحران» وارد «مدیریت رضایت ملی» شود.

 

دکتر سارا پیرانه:

در مورد جامعه جهانی چه باید کرد؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

ایران باید از یک سیاست صرفاً تدافعی وارد سیاست تعامل فعال و هوشمندانه شود.

پیام ایران باید روشن باشد:

ما امنیت می‌خواهیم، جنگ نمی‌خواهیم؛ استقلال می‌خواهیم، انزوا نمی‌خواهیم؛ قدرت دفاعی می‌خواهیم، اما توسعه اقتصادی و رفاه مردم را نیز می‌خواهیم.

این ادبیات می‌تواند برای افکار عمومی جهان قابل فهم‌تر باشد.

ایران باید نشان دهد که قدرت منطقه‌ای بودن فقط به توان نظامی نیست؛ بلکه به این است که بتواند امنیت، تجارت، انرژی، علم، فناوری و همکاری منطقه‌ای ایجاد کند.

دکتر سارا پیرانه:

و درباره کشورهای همسایه چه پیشنهادی دارید؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

به نظر من ایران باید یک پیشنهاد تاریخی ارائه کند:

«پیمان منطقه‌ای امنیت، انرژی و توسعه»

این پیمان می‌تواند بر پنج اصل استوار باشد:

۱. عدم تجاوز متقابل
۲. احترام به تمامیت ارضی کشورها
۳. همکاری در امنیت دریایی و انرژی
۴. توسعه تجارت منطقه‌ای
۵. حل اختلافات از طریق مذاکره

اگر ایران بتواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای تولید امنیت مشترک استفاده کند، ارزش راهبردی آن بسیار بیشتر از صرفاً استفاده از موقعیت جغرافیایی برای فشار خواهد بود.

دکتر سارا پیرانه:

آیا باز شدن دوباره مسیرهای دریایی و کاهش تنش، به معنای عقب‌نشینی ایران خواهد بود؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

خیر.

اتفاقاً اینجا تفاوت میان قدرت و استفاده از قدرت مشخص می‌شود.

قدرت یعنی بتوانید یک گزینه را در اختیار داشته باشید؛ خرد راهبردی یعنی بدانید چه زمانی از آن استفاده نکنید.

اگر ایران بتواند پس از ایجاد بازدارندگی، امنیت کشتیرانی و انرژی را در چارچوب یک توافق پایدار تضمین کند و در مقابل امتیازات اقتصادی و امنیتی قابل‌توجه دریافت کند، این شکست نیست؛ این تبدیل قدرت نظامی به دستاورد دیپلماتیک است.

دکتر سارا پیرانه:

پس از نگاه شما، بزرگ‌ترین خطر آینده چیست؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

بزرگ‌ترین خطر این است که کشور تصور کند چون در یک مرحله از بحران مقاومت کرده، بنابراین همه مشکلات حل شده است.

به نظر من سه خطر وجود دارد:

خطر اول: فرسایش اقتصادی

اگر تورم، کاهش قدرت خرید و بیکاری ادامه پیدا کند، سرمایه اجتماعی آسیب می‌بیند. گزارش‌های اخیر نیز از فشار شدید هزینه زندگی و کاهش قدرت خرید در ایران خبر می‌دهند.

خطر دوم: جنگ فرسایشی

هیچ کشوری نباید اجازه دهد یک بحران موقت به یک وضعیت دائمی تبدیل شود.

خطر سوم: شکاف دولت و جامعه

این از همه خطرناک‌تر است.

قدرت نظامی می‌تواند تهدید خارجی را مهار کند، اما فقط اعتماد مردم می‌تواند ثبات بلندمدت ایجاد کند.

دکتر سارا پیرانه:

اگر بخواهید یک برنامه ۱۲ ماهه برای ایران پس از بحران پیشنهاد کنید، اولویت‌های شما چیست؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

من برنامه را به چهار فصل تقسیم می‌کنم.

سه ماه اول: تثبیت

کنترل بازار، تثبیت ارز، تأمین کالاهای اساسی، حمایت از تولید، بازسازی فوری زیرساخت‌ها و ایجاد آرامش روانی در جامعه.

سه ماه دوم: بازسازی

سرمایه‌گذاری در انرژی، صنعت، حمل‌ونقل، ارتباطات و زیرساخت‌های آسیب‌دیده.

سه ماه سوم: جهش

تمرکز بر صادرات، فناوری، دانش‌بنیان‌ها، گردشگری، ورزش، اقتصاد دیجیتال و جذب سرمایه.

سه ماه چهارم: دیپلماسی توسعه

تبدیل روابط با همسایگان و قدرت‌های اقتصادی به قراردادهای بلندمدت تجاری، انرژی، ترانزیت و فناوری.

دکتر سارا پیرانه:

شما به عنوان استاد دانشگاه و پژوهشگر، مهم‌ترین مطالبه خود از نخبگان کشور چیست؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

نخبگان نباید فقط منتقد یا تماشاگر باشند.

باید راه‌حل ارائه کنند.

من معتقدم ایران به یک «اتاق فکر ملی پساجنگ» نیاز دارد که در آن متخصصان اقتصاد، مدیریت، حقوق، سیاست خارجی، فناوری، انرژی، ورزش، جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی کنار یکدیگر بنشینند.

جنگ را فرماندهان مدیریت می‌کنند؛

اما صلح را مدیران، اقتصاددانان، دیپلمات‌ها، دانشگاهیان و مردم می‌سازند.

دکتر سارا پیرانه:

و اگر بخواهید در پایان یک جمله به مردم ایران بگویید؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

می‌گویم:

«پیروزی واقعی زمانی است که امنیت کشور حفظ شود، مردم احساس آرامش و عزت کنند، اقتصاد دوباره جان بگیرد، همسایگان ایران را شریک امنیت خود بدانند و جامعه جهانی ایران را یک کشور قدرتمند اما مسئول و صلح‌طلب ببینند.»

ما نباید هدف خود را فقط «عبور از جنگ» تعریف کنیم.

هدف باید ساختن ایرانی امن‌تر، ثروتمندتر، مقتدرتر، علمی‌تر و رضایتمندتر باشد.

و اینجا است که مفهوم پیروزی کامل شکل می‌گیرد:

بازدارندگی بدون جنگ، قدرت بدون انزوا، توسعه بدون وابستگی و رضایت مردم بدون تبلیغات.

این چهار اصل، به اعتقاد من، می‌تواند نقشه راه ایران برای مرحله پس از بحران باشد.

دکتر سارا پیرانه:

پس جمع‌بندی شما این است که میدان اصلی بعد از جنگ، د

یگر فقط میدان نظامی نیست؟

دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:

دقیقاً.

میدان بعدی، میدان اقتصاد، اعتماد عمومی، دیپلماسی، علم، فناوری و کیفیت زندگی مردم است.

اگر ایران بتواند در این میدان‌ها موفق شود، آن‌گاه می‌توان گفت مقاومت نظامی به موفقیت راهبردی و در نهایت موفقیت ملی تبدیل شده است.

جدیدترین‌ها
پربحث‌ها