چگونه الگوی حکمرانی ولایت فقیه، معادلات مادی نظام سلطه را در عرصه ژئوپلیتیک و ژئواکونومی با چالش ساختاری مواجه کرده است؟ 

به گزارش جایگاه خبر، تقابل پارادایم‌ها درحکمرانی انقلاب اسلامی در برابر هیمنه مادی نظام سلطه چگونه است؟

این مقاله، مقاله ای راهبردی و تحلیلی بر تابآوری دکترین مقاومت و افول ژئواکونومیک استکبار است.

 

این ایام شاهد رویارویی دو الگوی حکمرانی در ادبیات راهبردی هستیم، تقابل نظام سلطه و فرهنگ مقاومت.

 

تهدیدات اخیر مقامات غربی مبنی بر بمباران زیرساختهای فیزیکی برای رفع انسداد شاهرگ‌های انرژی، فراتر از یک بلوف یا تاکتیک نظامی، نشاندهنده استیصال «نظام سلطه» در مواجهه با یک الگوی رقیب است. این تقابل، در واقع برخورد دِو معماری حکمرانی است: در یک سو، حکمرانی مادی و متمرکز غرب که بر پایه هژمونی نظامی و اقتصادسرمایه‌داری بنا شده، و در سوی دیگر، «حکمرانی انقلاب اسلامی» که بر پایه دکترین ولایت فقیه، شبکه مقاومت و قدرت درونزا شکل گرفته است.

 

 

این مقاله به بررسی ناکارآمدی ابزارهای نظام سلطه در برابر معماری نامتقارن مقاومت میپردازد:

۱. شبکه ولایت و دکترین مقاومت نامتقارن( مدل امامت و امت)

در الگوی حکمرانی غرب، قدرت در سخت افزار و تمرکز سلسله مراتب خلاصه میشود؛ اما در«حکمرانی انقلاب اسلامی (مبتنی بر نظریه ولایت فقیه)، قدرت بر مدل «امامت و امت استوار است. در این مدل، رهبری (ولایت) نقش قطب نمای استراتژیک و مشروعیت بخش راایفا میکند، در حالی که اجزای شبکه (امت/محور مقاومت) دارای استقلال عملیاتی، ابتکار عمل و پراکندگی جغرافیایی هستند

منطق جنگ در این الگو با معیارهای مادی غرب قابل سنجش نیست. در دکترین مقاومت،ِهدف شبکه‌ی تهاجمی-دفاعی،ًصرفا بقا در برابر فشارهای حداکثری است. همانطور که در گفتمان انقلاب اسلامی بارها تأکید شده، پیروزی مقاومت در «تسلیم نشدن» و فرسایشی کردن ماشین

جنگی دشمن است. در این رویارویی، بقای شبکه مقاومت به خودیخود به معنای شکست مفتضحانه‌ی استراتژی بازدارندگی غرب است.

۲.خطای محاسباتی استکبار: تقابل سخت افزار با اراده و قدرت درونزا

استراتژیست‌های غربی گمان میکنند با اتکا به برتری تکنولوژیک و بمباران زیرساختهای

فیزیکی، میتوانند اراده یک ملت را در هم بشکنند. این یک خِطای محاسباتی ناشی از درک نکردن مفهوم «قدرت درونزا» است.

نظام سلطه درک نکرده است که در رویاروییِ “شبکه در برابر هرم”، معماری متمرکز و انحصارطلبِ هژمونی استکبار هرگز قادر نخواهد بود کشوری با ساختار تاب‌آور و قدرت درون‌زا را در نظم تک‌قطبیِ خود هضم کند.ترجمانِ نظامیِ این تقابل ساختاری را می‌توان در راهبرد نبرد نامتقارن و اقتصادِ جنگ به وضوح مشاهده کرد؛ عرصه‌ای که محاسبات مادی دشمن را کاملاً مختل می‌کند.

ارزش تخصیص منابع برای پرواز جنگنده‌های استکبار و شلیک موشکهای پیشرفته، دهها

،میلیون دلار است. اما در مقابل، ابزارهای بازدارنده ایران (مانند شناورهای تندرو، پهپادها

مینهای هوشمند و پرتابگرهای متحرک) مبتنی بر فناوریهای بومی و اراده‌ی نیروی انسانی

مؤمن شکل گرفته اند.

 

در حکمرانی انقلاب اسلامی، این ابزارهای نامتقارن دارای بالاترین سطح

پراکندگی هستند و بِا بمباران چند نقطه متمرکز نابود نمیشوند. نظام سلطه نمیتواند یک بحران راهبردی در دریا را با تخریب زیرساختهای عمرانی در خشکی حل کند؛ چرا که در«دکترین ولایت فقیه،ِزیرساخت اصلی نه بتن و فولاد، بلکه «سرمایه اجتماعی و اراده عمومی ست که با تهدید خارجی منسجم‌تر میشود.

 

۳. تاب‌آوری ایمانی در برابر استعاره «خانه عنکبوت»

در علم حکمرانی بحران، «تاب‌آوری سیستمی» نقشی حیاتی دارد. معماری زیرساختی و امنیتی ایران، برآمده از فرهنگ بسیج و اتکا به مردم، یک ساختار توزیع‌شده و به‌شدت تاب‌آور است، که در برابر شوک‌های بیرونی، مستحکم‌تر و تهاجمی‌تر عمل میکند.

در نقطه مقابل، رژیم‌های وابسته در منطقه و پایگاه‌های میزبان غربی، مصداق بارز آیه شریفه

«َأِوَهْنَاُلبْيُوُت لِبَيَتْالعْنَکْبَوُت» (سستترین خانه‌ها، خانه عنکبوت است)

هستند.

اقتصاد این رژیم‌ها که به تِعبیر رِهبر شِهید و مظلوم مقتدر، دارای «قدرت عاریه‌ای» هستند، وابستگی مطلقی به زیرساخت‌های متمرکز (آب.شیرین‌کن‌ها، برجهای شیشه‌ای و شاهرگ‌های صادراتی

دارد.

در صورت وقوع هرگونه خطای محاسباتی از سوی غرب، دکترین بازدارندگی ایران

میتواند با هدف قرار دادن این شریانهای شیشه‌ای، سرمایه‌گذاری نیمِ‌قرن این دولت‌های وابسته را در کمترین زمان به فروپاشی بکشاند.

۴.افول هژمونی اقتصادی و فروپاشی پترودلار

پیامد نهایی این تقابل، فراتر از میدان نظامی، در حوزه حکمرانی اقتصاد بین‌الملل و تسریع

روند «افول آمریکا» رقم خواهد خورد. انسداد آبراهی که حدود 20% از انرژی جهان از آن عبور میکند، تیر خلاصی بر پیکره‌ی لرزان اقتصاد سرمایه‌داری است.

نظام استکبار باید درک کند که تخریب زیرساختهای فیزیکی در ایران، در نهایت با اتکا به ظرفیتهای داخلی بازسازی خواهد شد؛ اما انسداد شریانهای انرژی، پشتوانه فیزیکی و اعتباری هژمونی «دلار» را در بازارهای جهانی از بین خواهد برد. فروپاشی سرمایه اعتماد به سیستم مالی غرب، ضربه ای است که با هیچ بودجه و ارتشی قابل ترمیم نیست.

در نهایت، رویارویی با چنین ساختار پویایی، ماشین جنگی نظام سلطه را در یک «بن‌بست راهبردی» گرفتار کرده است. این بن‌بست، دستاوردِ مستقیم و نشانه‌ی برتریِ انکارناپذیرِ الگوی «حکمرانی انقلاب اسلامی» است؛ الگویی که نشان داد هر شلیکِ پرهزینه‌ی دشمن، نه تنها اراده‌ی این شبکه‌ی درون‌زا را تضعیف نمی‌کند، بلکه تنها به تسریع روند فرسایش اقتصادی و افول هیمنه‌ی پوشالیِ خودشان می‌انجامد. این تقابل تاریخی اثبات می‌کند که دورانِ تحمیل اراده از طریق هرمِ قدرت و ماشین‌های جنگی به سر آمده و معماری نوین قدرت، نه بر مبنای هژمونی تک‌قطبی استکبار، بلکه بر پایه‌ی مقاومتِ شبکه‌ای و تاب‌آوریِ برآمده از مکتب انقلاب اسلامی در حال تثبیت است.

شهره صادقی-فعال فرهنگی اجتماعی

جدیدترین‌ها
پربحث‌ها