عطر حسین(ع) در کوچهپسکوچههای ری، از شلوغی تا حرم حضرت عبدالعظیم(ع)
به گزارش جایگاه خبر، نوشته شده از نگاه یک خبرنگار میدانی به نام «سارا پیرانه» که پای پیاده در میان جمعیت حرکت کرده، حس کرده و دیده است.
گزارش میدانی سارا پیرانه از مراسم جاماندگان اربعین در شهرری؛
عطر حسین(ع) در کوچهپسکوچههای ری، از شلوعی تا حرم حضرت عبدالعظیم(ع)
سارا پیرانه، خبرنگار میدانی:
ساعت ۶ صبح است و هنوز آفتاب کامل بالا نیامده، اما حرم حضرت عبدالعظیم(ع) و خیابانهای منتهی به آن، مملو از جمعیتی است که گویی تمام شهر ری در این لحظه نفس میکشد. امروز، روز جاماندگان اربعین است و شهرری، این شهر کهن و تاریخی، میزبان دلدادگانی است که نتوانستند به کربلا برسند، اما دلشان با کاروان حسین(ع) همراه است.
حال و هوای شلوغی؛ از کوچههای خاکی تا عطر نذری
از سمت شلوغی، یکی از قدیمیترین محلههای ری، وارد مسیر میشوم. اینجا نه خبری از آسفالتهای صاف و خیابانهای مدرن است و نه جمعیتِ آرام. شلوغی با آن کوچههای تنگ و بافت قدیمیاش، امروز حال و هوایی دیگر دارد. پیرمردهایی با عصا و ردا، زنان چادر به سر که بچهها را در آغوش گرفتهاند، نوجوانانی با پرچمهای سیاه و سبز، همه در این کوچهها موج میزنند.
بوی نان تازه و آش نذری از هر خانهای به مشام میرسد. چند قدم که جلوتر میروم، موکبهای مردمی را میبینم که با کمترین امکانات، اما با بیشترین عشق، چای و خرما و غذا پخش میکنند. یکی از اهالی محله به من میگوید:این رسم ماست؛ از قدیم الایام. هر کس هر چه دارد، برای زائرای حسین(ع) میآورد. حتی اگر یک لیوان آب باشد.
اینجا، در شلوعی، فقر و غنا معنا ندارد؛ همه در یک صف ایستادهاند و یک صدا یا حسین(ع) میگویند. پیرزنی با دستان لرزان، کاسهای آش به دستم میدهد و میگوید:نذر مادرم بود. امسال دیگه نیست، اما گفتم به نیتش به زائرا غذا بدم.
جمعیت؛ موجی از عشق که پایانی ندارد
از شلوعی که خارج میشوم، به خیابانهای اصلی ری میرسم. اینجا جمعیت به اوج خود رسیده است. زائرانی از شهرستانهای اطراف، از ورامین، قرچک، پیشوا و حتی استانهای دیگر، خودشان را به ری رساندهاند.
صدای یا حسین(ع) و یا زینب(س) در فضا پیچیده است. برخی با پای برهنه راه میروند، برخی با چوب یا عصا، اما هیچکس از حرکت باز نمیایستد. خانوادهها با فرزندان خردسال، جوانان با پرچمهای دستساز، و حتی گردشگران خارجی که کنجکاوانه این صحنه را تماشا میکنند، همه و همه بخشی از این حماسه هستند.
نیروهای انتظامی و راهنمایی، با دقت و صبوری جمعیت را هدایت میکنند. موکبهای صلواتی در فواصل کوتاه، آب و خوراکی توزیع میکنند. اما چیزی که بیش از همه به چشم میآید، نظمِ در عینِ شلوغی و احترامِ متقابل زائران به یکدیگر است.
لحظات اوج؛ رسیدن به حرم و مراسم عزاداری
ساعت به ۱۰ صبح نزدیک میشود و خورشید حسابی قد علم کرده، اما جمعیت همچنان از اقصی نقاط به سمت حرم سرازیر میشود. ورودیهای حرم به سختی ظرفیت جمعیت را دارند. برخی زائران در حیاطها و صحنهای اطراف حرم، به عزاداری و سینهزنی مشغول میشوند.
یک مداح جوان، با صدای پرصلابت، نوحه میخواند:
«ای کاش که ما هم بودیم، در خیمهگهت یا زینب…»
و جمعیت، بیاختیار، اشک میریزند و سینه میزنند. فضای حرم، مملو از حسی است که نمیتوان با کلمات توصیف کرد. گویی همه در یک امتداد، به یک نور چشم دوختهاند.
سنگ تمام مسئولان در شهرستان ری
در پایان این مراسم عظیم، نمیتوان از زحمات و هماهنگیهای بیوقفهی مسئولان چشمپوشی کرد.
از فرمانداری شهرستان ری که با برنامهریزی دقیق، تمامی دستگاههای اجرایی را پای کار آورد، تا شهرداری ری که با بهکارگیری تمامی توان خود، در بحث نظافت، آبرسانی و ساماندهی موکبها، سنگ تمام گذاشت.
سپاه سیدالشهدا نیز با حضور پررنگ و پشتیبانی لجستیکی، امنیت و نظم مثالزدنی را برای زائران به ارمغان آورد. نیروهای خدوم انتظامی شهرستان ری نیز با صبوری و متانت، در تمامی نقاط حساس مسیر حضور داشتند و اجازه ندادند کوچکترین خللی در آرامش مراسم ایجاد شود.
هماهنگی این مجموعهها به گونهای بود که اگرچه جمعیت میلیونی بود، اما هیچکس احساس سردرگمی یا کمبود نکرد. جای بسی تقدیر و تشکر دارد که این عزیزان، با وجود گرمای طاقتفرسا و خستگی، لبخند و نشاط را برای زائران به ارمغان آوردند.
حرف آخر؛ به امید دیدار دوباره
وقتی از حرم خارج میشوم، هنوز صدای یا حسین(ع) در گوشم است. جمعیت کمکم در حال پراکنده شدن است، اما دلها همچنان به کربلا گره خورده است.
اینجا، در شهرری، ثابت شد که زیارت حسین(ع) فقط به راهیرفتن نیست، بلکه به راهداشتن است. و مردم شلوغی و تمام محلههای ری، با تمام وجودشان این راه را داشتند.
«اللهم ارزقنا زیارة الحسین(ع) فی الدنیا و الآخرة»
و درود بر تمام کسانی که با دستهای خالی اما دلهای پر، این مراسم را به یادماندنی کردند.
سارا پیرانه
خبرنگار میدانی
شهرری – جاماندگان اربعین ۱۴۰۵