هنر ترمیم کننده زخم های جنگ/بچه ها با قلم مو رویاهایشان را ساختند
به گزارش جایگاه خبر، اینجا خبر گفتگوی اختصاصی جواد انصاری بنه کهل، کارآفرین و حامی ورزش و فرهنگ، در مراسم روز جهانی نقاشی با عنوان «رنگ بزنیم، رویا بسازیم، آینده را زیباتر کنیم» است که به بازنشر جایگاه خبر رسیده
گفتگوی اختصاصی جایگاه خبر با جواد انصاری بنه کهل در مراسم روز جهانی نقاشی
خبرنگار جایگاه خبر: آقای انصاری، چه شد که به فکر برگزاری چنین رویداد فرهنگی برای کودکان افتادید؟
جواد انصاری بنه کهل:
وقتی جنگ ۴۰ روزه پیش آمد، بچهها در خانه ماندند و استرسهای ناشی از جنگ را تجربه کردند. به همین فکر افتادم که یک خانه فرهنگ مجازی راهاندازی کنیم تا فضایی امن و شاد برایشان فراهم شود.
کودکان را عضو کردیم و از آنها خواستیم نقاشی بکشند. به بهترین نقاشیها جایزه تعلق گرفت و با پست، جوایز را به درب خانههایشان فرستادیم. امروز نیز به مناسبت روز جهانی نقاشی، مراسم را به صورت حضوری برگزار کردیم و بچهها با شور و شوق فراوان آمدند و نقاشی کشیدند.
خبرنگار: هدف اصلی شما از این اقدام چه بود؟
انصاری:
تلاش کردیم اعتماد به نفس بچهها را بالا ببریم و حس کنم که استعدادهایشان دیده میشود. در پایان مراسم نیز به همه شرکتکنندگان جوایزی اهدا شد تا هر کودک احساس موفقیت و ارزشمند بودن کند.
خبرنگار جایگاه خبر: آقای انصاری، واکنش خود بچهها و خانوادههاشون به این برنامه چطور بود؟
جواد انصاری بنه کهل:
واقعاً باورنکردنی! بعضی مادرها با اشک میگفتند «بچّهم بعد از هفتهها دوباره خندید». آن روزها که جنگ بود، بچهها نقاشیهایشان را از پشت پنجره میکشیدند؛ امروز اما در فضای باز، کنار هم، با دیدن رنگها و لبخندهای همدیگر، انقدر انرژی مثبت داشتند که انگار نه انگار جنگی در کار بوده. این یعنی هنر میتواند زخمها را ترمیم کند.
خبرنگار: برنامه فقط به نقاشی خلاصه شد یا کار ویژهای هم داشتید؟
انصاری:
نه، تنها نقاشی نبود. یک کارگاه کوتاه قصهگویی هم داشتیم که بچهها دربارهی رویاهاشون حرف زدند. یکی گفت «میخوام دکتر بشم تا زخمهای جنگ رو مداوا کنم»، دیگری گفت «میخوام خلبان بشم تا دیگه هیچ بمبی نیاد». ما هم بهشون گفتیم که همین الان میتونید رویاهاتون رو با رنگ بسازید؛ پس تابلوهای نقاشیشون شد پرچمهای کوچک امید.
خبرنگار: چرا تصمیم گرفتید جوایز را به درب خانهها بفرستید، آن هم با پست؟
انصاری:
چون میخواستیم به بچهها بگوییم «تو دیده میشوی، حتی وقتی در خانهای». آن روزها رفتوآمد سخت بود، اما پستچی برایشان بستهای میآورد که توش یک جایزه و یک کارت امید بود. بعضی بچهها آن کارت را هنوز روی میز کارشان نگاه داشتهاند. امروز هم که حضوری بود، جایزهها را با دست خودشان گرفتند تا باور کنند که تلاششان ارزش داشته.
خبرنگار: به نظر شما این حرکت چه تأثیری روی آیندهی این کودکان خواهد داشت؟
انصاری:
من به عنوان کسی که هلدینگ کهل و تیرکاران مجازی رو تأسیس کردم، همیشه باور داشتم که سرمایهگذاری روی فرهنگ و هنر، از هر سرمایهای ماندگارتر است. این بچهها امروز یاد میگیرند که در سختترین شرایط هم میشود زیبا دید و زیبا ساخت. همین نگاه، نسلی میسازد که آینده را نه با ترس، که با قلممو و رنگ بسازد. ما قول دادیم این خانهی فرهنگ را تداوم بدیم و هر ماه یک رویداد هنری ترتیب بدیم.
خبرنگار: حرف آخر؟
انصاری:
به همهی پدرها و مادرها میگویم: قلمموی بچهتان را دست کم نگیرید. شاید امروز یک نقاشی ساده بکشد، اما فردا همان نقاشی، طرح یک شهر آرامتر یا یک دنیای مهربانتر خواهد بود. ما در «خانهی فرهنگ هلدینگ کهل» درِ خانهمان را به روی همهی رویاها باز کردهایم. رنگ بزنیم، رویا بسازیم، آینده را زیباتر کنیم؛ این فقط شعار نبود، آنچه امروز دیدیم، عین حقیقت بود.
آینده را با رنگ امروز میسازیم.
گزارش از ساراپیرانه