مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله، کیفیت حکمرانی اقتصادی است
به گزارش جایگاه خبر، مصاحبهکننده: دکتر سارا پیرانه
سمت: سردبیر پایگاه خبری «گویای صنعت، جایگاه خبر،جایگاه ورزش»
مصاحبهشونده: دکتر حمیدرضا عباسی مقدم
متخصص مدیریت و برنامهریزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر
سؤال اول ـ ارزیابی شما از عملکرد دولت پزشکیان چیست؟
دکتر سارا پیرانه:
دکتر عباسی مقدم، اگر بخواهیم بدون تعارف و نگاه جناحی عملکرد دولت آقای پزشکیان را ارزیابی کنیم، مهمترین ضعف دولت را در کجا میبینید؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
من معتقدم باید ابتدا یک تفکیک علمی انجام دهیم. مشکلات امروز اقتصاد ایران را نمیتوان تماماً به دولت چهاردهم نسبت داد؛ بخش قابلتوجهی از ناترازیها محصول سالها انباشت مشکل است. اما این مسئله، مسئولیت دولت مستقر را از بین نمیبرد.
دولت زمانی روی کار میآید که باید برای مشکلات موجود «راهحل اجرایی» ارائه کند، نه اینکه صرفاً فهرستی از مشکلات گذشته را گزارش دهد.
به نظر من مهمترین ضعف امروز، ضعف در مدیریت یکپارچه، اولویتبندی و اجرای برنامههای قابل سنجش است.
ما در کشور متخصص کم نداریم؛ مسئله این است که دانش تخصصی به تصمیم اجرایی، تصمیم اجرایی به برنامه و برنامه به نتیجه قابل اندازهگیری تبدیل نمیشود.
سؤال دوم ـ آیا دولت درگیر اختلافات سیاسی است؟
دکتر سارا پیرانه:
برخی معتقدند دولت پزشکیان از یک طرف با مخالفت بخشهایی از جریان اصولگرا مواجه است و از طرف دیگر حتی بخشی از نیروهای همسو با دولت نیز توان ارائه راهحلهای جدی ندارند. آیا این مسئله را یکی از عوامل ضعف دولت میدانید؟
دکتر عباسی مقدم:
اختلاف سیاسی در همه نظامهای سیاسی وجود دارد؛ اما یک مدیر حرفهای باید بتواند اختلاف سیاسی را از فرآیند مدیریت کشور جدا کند.
من معتقدم مشکل بزرگتر از چپ و راست است.
کشور امروز به «ائتلاف برای حل مسئله» نیاز دارد، نه ائتلاف برای تقسیم قدرت.
اگر بهترین اقتصاددان، بهترین مدیر صنعتی، بهترین متخصص انرژی و بهترین برنامهنویس و متخصص داده کشور را در یک اتاق قرار دهیم اما خروجی تصمیمگیری آنها قابل اندازهگیری نباشد، باز هم مشکل حل نمیشود.
دولت باید برای هر بحران یک «اتاق فرمان تخصصی» داشته باشد و مسئول آن اتاق باید در برابر شاخصهای مشخص پاسخگو باشد.
سؤال سوم ـ تورم و کاهش قدرت خرید مردم
دکتر سارا پیرانه:
امروز مردم از افزایش شدید قیمت کالاها صحبت میکنند. مرکز آمار نیز برای تیرماه ۱۴۰۵ تورم نقطهبهنقطه ۸۷.۹ درصدی را گزارش کرده است.
آیا این وضعیت را میتوان صرفاً نتیجه جنگ، تحریم و عوامل خارجی دانست؟
دکتر عباسی مقدم:
خیر.
عوامل خارجی اثرگذارند، اما اگر تمام مشکلات را به عوامل خارجی نسبت دهیم، عملاً مدیریت داخلی را از فرآیند ارزیابی حذف کردهایم.
تورم یک پدیده چندعاملی است.
کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکها، کاهش سرمایهگذاری، بیثباتی نرخ ارز، ضعف بهرهوری، ناکارآمدی بخشی از شرکتهای دولتی و شبهدولتی، تحریم و نااطمینانی اقتصادی همه میتوانند در کنار هم تورم ایجاد کنند.
مسئله خطرناک این است که دولت برای حل کسری منابع، سریعترین راه یعنی افزایش قیمت یا دریافت مالیات بیشتر از بخش رسمی اقتصاد را انتخاب کند، در حالی که اصلاح ساختاری انجام نشده است.
سؤال چهارم ـ آیا دولت دست در جیب مردم کرده است؟
دکتر سارا پیرانه:
منتقدان میگویند دولت برای جبران ناترازی مالی، فشار مالیاتی و افزایش قیمتها را به مردم و شرکتها منتقل کرده است. نظر شما چیست؟
دکتر عباسی مقدم:
من تعبیر علمیتری دارم.
اگر دولت به جای اصلاح ساختار هزینه، افزایش بهرهوری و جلوگیری از فرار مالیاتی، عمدتاً به سراغ بنگاههای شناسنامهدار و خانوارهای شفاف برود، در واقع هزینه ناکارآمدی را به بخش مولد اقتصاد منتقل میکند.
این سیاست خطرناک است.
شرکتی که مالیات خود را دقیق میپردازد نباید احساس کند هرچه شفافتر باشد، بیشتر مجازات میشود.
سیاست مالیاتی مطلوب باید سه هدف داشته باشد:
شفافیت، عدالت و توسعه تولید.
سؤال پنجم ـ بنزین؛ اصلاح اقتصادی یا انتقال هزینه؟
دکتر سارا پیرانه:
موضوع بنزین دوباره داغ شده است. دولت با ناترازی بنزین مواجه است و سناریوهای مختلفی درباره اصلاح قیمت مطرح شده است. آیا افزایش قیمت بنزین راهحل است؟
دکتر عباسی مقدم:
افزایش قیمت میتواند یکی از ابزارهای سیاست انرژی باشد، اما نباید آن را با حل مسئله اشتباه گرفت.
من سؤال میکنم:
قبل از افزایش قیمت، قاچاق چقدر است؟
خودروهای پرمصرف چقدر سوخت اضافه مصرف میکنند؟
ناوگان حملونقل عمومی چه وضعیتی دارد؟
چه میزان سرمایهگذاری برای پالایش و تولید انجام شده؟
چرا خودروهای کممصرف و استاندارد سهم کافی از بازار ندارند؟
چرا مردم باید هزینه ناکارآمدی خودرو، سوخت، حملونقل و مدیریت انرژی را همزمان پرداخت کنند؟
حتی گزارشهای اخیر نیز نشان می
مقدم: دهد موضوع بنزین فراتر از قیمت، به ناترازی تولید و مصرف، واردات، بهرهوری و مدیریت مصرف مربوط است.
بنابراین من میگویم:
اول اتلاف را اصلاح کنید، بعد قیمت را اصلاح کنید.
سؤال ششم ـ خودروهای داخلی و چینی
دکتر سارا پیرانه:
شما به خودروهای پرمصرف اشاره کردید. آیا صنعت خودرو نیز باید بخشی از هزینه اصلاحات انرژی را بپردازد؟
دکتر عباسی مقدم:
قطعاً.
نمیتوان از مردم خواست بنزین گرانتر مصرف کنند اما همزمان اجازه داد ساختار تولید خودرو بدون اصلاح جدی ادامه پیدا کند.
اگر خودرویی مصرف سوخت بالاتری دارد، باید هزینه این ناکارآمدی در زنجیره تولید مشخص شود.
سیاست صحیح این است:
استاندارد مصرف سوخت + رقابت واقعی + نوسازی ناوگان + حملونقل عمومی + اصلاح تدریجی قیمت انرژی.
این پنج موضوع باید کنار هم دیده شوند.
سؤال هفتم ـ جامعه امروز را چگونه تحلیل میکنید؟
دکتر سارا پیرانه:
شما جامعه را چگونه میبینید؟ آیا جامعه هنوز ظرفیت تحمل این فشارها را دارد؟
دکتر عباسی مقدم:
جامعه را نباید یکدست دید.
من سه وضعیت را در جامعه مشاهده میکنم:
گروه اول، معترض فعال است؛ کسانی که نارضایتی خود را آشکار بیان میکنند.
گروه دوم، گروه برخوردار است که افزایش قیمتها فشار تعیینکنندهای بر زندگی آن وارد نمیکند.
اما گروه سوم از نظر من مهمترین گروه است:
گروه خاموشِ تحت فشار.
این افراد ممکن است به خیابان نیایند، اما از کیفیت زندگی خود کم میکنند؛ خریدهایشان را کاهش میدهند، پساندازشان را مصرف میکنند، بدهکار میشوند و آینده را نامطمئن میبینند.
این گروه اگر نادیده گرفته شود، یک روز ممکن است نارضایتی اقتصادی خود را به مطالبه اجتماعی تبدیل کند.
سؤال هشتم ـ آیا فضای مجازی نشانه بحران است؟
دکتر سارا پیرانه:
انتقادهای اقتصادی در فضای مجازی افزایش یافته است. آیا باید آن را صرفاً اعتراض مجازی دانست؟
دکتر عباسی مقدم:
خیر.
فضای مجازی امروز یک دماسنج اجتماعی است؛ البته دماسنجی که باید علمی تفسیر شود.
هر انتقادی به معنی بحران اجتماعی نیست، اما وقتی موضوعاتی مانند قیمت غذا، مسکن، ارز، خودرو، بنزین و اشتغال به شکل گسترده تکرار میشوند، دولت باید آنها را به عنوان «سیگنال» دریافت کند.
اشتباه دولت این است که گاهی به جای پاسخ به مسئله، با مسئلهای که در فضای عمومی مطرح شده مبارزه میکند.
مدیریت هوشمند باید علت نارضایتی را اصلاح کند، نه صرفاً صدای نارضایتی را.
سؤال نهم ـ دولت برای پرداخت حقوق چه باید بکند؟
دکتر سارا پیرانه:
یکی از نگرانیهای جدی، تأمین هزینههای جاری و پرداخت حقوق کارکنان است. راهحل چیست؟
دکتر عباسی مقدم:
راهحل این نیست که برای تأمین حقوق، دائماً پایه پولی، نرخ ارز یا قیمت کالاها را تحت فشار قرار دهیم.
دولت باید یک ممیزی کامل هزینههای عمومی انجام دهد.
هر دستگاه باید پاسخ دهد:
چقدر هزینه میکند؟
چه خدمتی تولید میکند؟
چه تعداد نیروی انسانی دارد؟
بهرهوری آن چقدر است؟
چه میزان دارایی دارد؟
چه میزان درآمد ایجاد میکند؟
و آیا میتوان همین خدمت را با نصف هزینه ارائه کرد؟
این همان چیزی است که من آن را مدیریت مبتنی بر عملکرد مینامم.
سؤال دهم ـ راهکار فوری شما چیست؟
دکتر سارا پیرانه:
اگر شما امروز مسئول برنامهریزی اقتصادی دولت بودید، از کجا شروع میکردید؟
دکتر عباسی مقدم:
من یک برنامه ۱۲ماهه نجات و تثبیت اقتصادی طراحی میکردم.
این برنامه پنج محور داشت:
۱. کنترل هزینههای دولت
تمام هزینهها و شرکتهای دولتی باید حسابرسی عملکرد شوند.
۲. مهار تورم
هدف مشخص ماهانه برای رشد نقدینگی، کسری بودجه و تورم تعیین شود.
۳. اصلاح انرژی
قاچاق، خودروهای پرمصرف، پالایشگاه، حملونقل عمومی و مصرف انرژی همزمان اصلاح شوند.
۴. اصلاح نظام مالیاتی
فشار از تولیدکننده شفاف برداشته و فرار مالیاتی و فعالیتهای غیرشفاف هدف قرار گیرد.
۵. بازگرداندن اعتماد عمومی
دولت باید هر ماه با مردم صحبت کند و دقیقاً بگوید:
چه وعدهای داده بود؟
چه کاری انجام شد؟
چه کاری انجام نشد؟
چرا انجام نشد؟
ماه آینده چه خواهد کرد؟
سؤال یازدهم ـ آیا هنوز فرصت اصلاح وجود دارد؟
دکتر سارا پیرانه:
با این حجم از مشکلات، آیا هنوز فرصت اصلاح وجود دارد؟
دکتر عباسی مقدم:
بله؛ اما فرصت نامحدود نیست.
اقتصاد مثل بیمار است.
اگر بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، با یک مداخله محدود قابل کنترل است؛ اما اگر سالها ادامه پیدا کند، درمان پیچیدهتر میشود.
من معتقدم هنوز میتوان اصلاح کرد، اما با تصمیمهای شجاعانه، علمی و غیرجناحی.
دولت باید به جای اینکه بگوید «چه کسی مقصر است»، بگوید:
«مسئله چیست؟ مسئول حل آن کیست؟ بودجه آن چقدر است؟ زمان حل آن چه موقع است؟ و شاخص موفقیت چیست؟»
سؤال پایانی ـ پیام شما به رئیسجمهور چیست؟
دکتر سارا پیرانه:
اگر همین امروز آقای پزشکیان این مصاحبه را ببینند، مهمترین پیام شما به ایشان چیست؟
دکتر حمیدرضا عباسی مقدم:
آقای رئیسجمهور؛
مردم دیگر از مسئولان فقط توضیح نمیخواهند؛ نتیجه میخواهند.
مردم میدانند کشور با مشکلات بزرگی روبهروست؛ جنگ، تحریم، ناترازی انرژی، کسری بودجه و مشکلات انباشتهشده را هم میدانند.
اما مردم یک سؤال ساده دارند:
«برای حل این مشکلات دقیقاً چه برنامهای دارید و چه زمانی نتیجه آن را خواهیم دید؟»
اگر قرار باشد هر بار برای جبران یک ناترازی، قیمت کالایی افزایش پیدا کند، مالیات بیشتری گرفته شود یا هزینه جدیدی به مردم تحمیل شود، اما ساختار مدیریتی و بهرهوری اصلاح نشود، این مسیر در بلندمدت پایدار نیست.
بنابراین پیشنهاد من روشن است:
از مردم بیشتر نگیرید؛ اول از ناکارآمدیها کم کنید.
قبل از گرانکردن بنزین، قاچاق و اتلاف را کنترل کنید.
قبل از افزایش مالیات تولیدکننده، فرار مالیاتی را مهار کنید.
قبل از افزایش هزینه مردم، هزینههای غیرضروری دولت را کاهش دهید.
قبل از درخواست صبر از مردم، یک برنامه زمانبندیشده و قابل اندازهگیری ارائه کنید.
و مهمتر از همه:
دولت باید دوباره اعتماد مردم را به «امکان اصلاح» برگرداند.
اقتصاد فقط عدد و نمودار نیست؛
اقتصاد، سفره مردم، امید مردم و آینده فرزندان این کشور است.