بازتاب دو صفت الهی جبار و ودود در حکمرانی مؤمنانه و استحکام انسجام ملی
به گزارش جایگاه خبر، متن باید رسمی و قابل انتشار باشد، اما زبانش «ایرانی ـ اسلامی» بماند؛ یعنی بهجای اصطلاحاتی مثل «هندسه اجتماعی»، «سرمایه اجتماعی»، «تابآوری اجتماعی» و واژگان ترجمهای علوم غربی، از تعبیرهایی مثل «نظام حکمرانی»، «انسجام ملی»، «اقتدار اجتماعی»، «همبستگی عمومی»، «حکمرانی مردمی»، «ولایتمداری»، «مواسات»، «ایثار»، «بصیرت»، «امت» و «تمدنسازی نوین اسلامی» استفاده شود.
– تعبیرهای مبهم مثل «هندسه اجتماعی» و «هندسه قدرت جهانی» حذف یا اصلاح شدهاند.
– زبان رسمیتر و ایرانیتر شده است.
– آیات و روایات مرتبط بهصورت شمارهدار مستند شدهاند.
– ارجاعات علمی غربی حذف نشدهاند، اما بسیار محدود و در انتهای منابع آمدهاند تا متن هویت ایرانی ـ اسلامی خود را از دست ندهد.
انسجام ملی و حکمرانی مردمی در مواجهه با بحرانها
در منطق حکمرانی اسلامی و ایرانی، حفظ وحدت جامعه نه یک توصیه اخلاقی صرف، بلکه راهبردی حیاتی برای صیانت از امنیت ملی، اقتدار عمومی و پایداری اجتماعی است. جامعهای که در برابر بحرانها، فشارها و جنگهای ترکیبی قرار میگیرد، تنها با اتکا به سازوکارهای اداری و محاسبات مادی قدرت نمیتواند از آزمونهای دشوار عبور کند. عبور از این میدانهای پیچیده، نیازمند ایمان، بصیرت، همبستگی ملی، حضور مردم، اعتماد عمومی و پیوند عمیق میان آرمان الهی و عمل اجتماعی است.
در نگاه اسلام، جامعه صرفاً مجموعهای از افراد پراکنده یا نهادی مکانیکی نیست، بلکه پیکری زنده، مسئول و مأمور است که در پرتو ایمان، ولایت، عدالت، مواسات و مجاهدت معنا پیدا میکند. قرآن کریم، جامعه مؤمنان را به وحدت فرا میخواند و میفرماید: «واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا»؛ همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید (1). همچنین هشدار میدهد که نزاع و تفرقه، توان جامعه را از میان میبرد: «ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم»؛ با یکدیگر نزاع نکنید که سست میشوید و قدرت شما از بین میرود (2). بر این اساس، وحدت در منظومه اسلامی، امری تشریفاتی یا صرفاً اخلاقی نیست، بلکه رکن اقتدار، امنیت و پیشرفت جامعه است.
جامعه ایمانی در آوردگاههای سخت، فقط متکی بر امکانات مادی و معادلات رایج قدرت نیست، بلکه با تکیه بر ایمان، ولایتمداری، روحیه جهادی و حضور مردم، ظرفیتهایی را فعال میکند که در شرایط عادی پنهان میمانند. در منطق قرآن، تقابل حق و باطل، عرصهای است که در آن صبر، ایثار، نصرت الهی و مجاهدت مردم به ظهور میرسد. خداوند میفرماید: «إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم»؛ اگر خدا را یاری کنید، خداوند شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد (3). این آیه نشان میدهد که نصرت الهی با مسئولیتپذیری، اقدام، پایداری و حضور مؤمنانه مردم در میدان گره خورده است.
در چنین نگاهی، اسماء الهی تنها مفاهیمی انتزاعی نیستند، بلکه در حیات فردی و اجتماعی مؤمنان نیز اثر تربیتی و تمدنی دارند. قرآن کریم، خداوند را با اسماء حسنی معرفی میکند و میفرماید: «ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها»؛ نیکوترین نامها از آن خداست، پس او را با آن نامها بخوانید (4). از جمله این اسماء، «جبار» و «ودود» است. قرآن کریم خداوند را «العزيز الجبار المتكبر» معرفی میکند (5) و در آیات دیگر او را «ودود» میخواند؛ یعنی صاحب محبت و مهر گسترده (6).
اسم «جبار»، برخلاف برداشتهای سطحی، تنها به معنای قهر و غلبه نیست؛ در بیان لغویان، ریشه «جبر» با معنای جبران، ترمیم و اصلاح شکستگی نیز پیوند دارد (7). از این منظر، هنگامی که یک ملت درگیر جنگ شناختی، فشار اقتصادی، عملیات روانی یا بحرانهای چندلایه میشود، ایمان مردم، غیرت ملی، مواسات، خدمترسانی و مسئولیتپذیری عمومی میتواند به عاملی برای ترمیم زخمها و جبران آسیبها تبدیل شود. مردم با یاری یکدیگر، با گذشت، همدلی، انفاق، صبر و حضور در میدان، آسیبهای اقتصادی، روانی و اجتماعی را کاهش میدهند و اجازه نمیدهند پیکره جامعه دچار شکستگی و فروپاشی شود.
این همان نقطهای است که پایداری جامعه، معنایی فراتر از تحمل منفعلانه پیدا میکند. جامعه مؤمن، فقط فشار را تحمل نمیکند، بلکه در دل فشار، خود را بازسازی میکند. قرآن کریم، مؤمنان را در سختیها به صبر و اتکای الهی فرا میخواند: «يا أيها الذين آمنوا استعينوا بالصبر والصلاة إن الله مع الصابرين»؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، از صبر و نماز یاری بجویید که خداوند با صابران است (8). صبر در این معنا، سکوت و کنارهگیری نیست، بلکه پایداری آگاهانه، مهار اضطراب، حفظ امید، عمل مسئولانه و ایستادگی در مسیر حق است.
در کنار این نیروی ترمیمگر، اسم «ودود» یادآور نقش محبت، مواسات و همدلی در استحکام جامعه ایمانی است. جامعهای که در آن مردم نسبت به رنج یکدیگر بیتفاوت نیستند، جامعهای مقاومتر، آرامتر و مقتدرتر است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «مثل المؤمنين في توادهم وتراحمهم وتعاطفهم مثل الجسد، إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر والحمى»؛ مؤمنان در دوستی، مهربانی و همدلی با یکدیگر مانند یک پیکرند که هرگاه عضوی از آن به درد آید، دیگر اعضا نیز با بیخوابی و تب با او همراه میشوند (9). این حدیث، تصویری روشن از جامعه مؤمن ارائه میدهد؛ جامعهای که درد یک بخش، درد همه است و امنیت، آرامش و کرامت مردم، امری مشترک و عمومی تلقی میشود.
دشمن در جنگهای نوین، دقیقاً همین پیوندهای ایمانی، عاطفی و ملی را هدف قرار میدهد. عملیات روانی، شایعهسازی، اختلافافکنی، تخریب اعتماد عمومی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، از ابزارهای اصلی جنگ ترکیبی است. هدف اصلی این جنگ، تنها آسیبزدن به امکانات مادی کشور نیست، بلکه سستکردن اراده ملی، تضعیف امید، شکستن پیوندهای اجتماعی و از کار انداختن قدرت تصمیم و اقدام مردم است. در برابر چنین تهدیدی، محبت اجتماعی، مواسات، گفتوگوی صادقانه، خدمت بیمنت، عدالتخواهی، امیدآفرینی و پرهیز از دوقطبیسازی، بخشی از الزامات حکمرانی مؤمنانه و مردمی است.
از همین رو، در نظام حکمرانی اسلامی، وحدت ملی یک امر تزئینی نیست، بلکه ضرورتی امنیتی، فرهنگی و تمدنی است. قرآن کریم مؤمنان را برادر یکدیگر میداند و میفرماید: «إنما المؤمنون إخوة»؛ مؤمنان با یکدیگر برادرند (10). همچنین درباره روحیه ایثار میفرماید: «ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة»؛ دیگران را بر خود مقدم میدارند، هرچند خودشان نیازمند باشند (11). این دو آموزه، پایههای فرهنگی جامعهای را میسازند که در آن مردم فقط تماشاگر حوادث نیستند، بلکه خود را نسبت به سرنوشت یکدیگر و آینده کشور مسئول میدانند.
آنچه این ظرفیت عظیم مردمی را به نیرویی پیشران و تمدنساز تبدیل میکند، هدایت، ولایت و جهتدهی صحیح میدان است. در منطق مردمسالاری دینی، مردم تنها مخاطب تصمیمها نیستند، بلکه رکن اصلی تحقق آرمانهای الهی و ملیاند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با تأکید بر حاکمیت الهی و نقش مردم در تعیین سرنوشت اجتماعی خویش، پیوند میان ایمان، اراده عمومی و اداره جامعه را به رسمیت شناخته است (12). در این چارچوب، ولایت، نقش هدایتگر، انسجامبخش و جهتدهنده دارد و میتواند ظرفیتهای پراکنده مردم را به حرکتی عمومی، منظم و هدفمند تبدیل کند.
با فرمان ولی و روشنشدن میدان نبرد، انرژی متراکم جامعه آزاد میشود و مردم از وضعیت انتظار و پراکندگی به صحنه اقدام، خدمت، مقاومت و مسئولیتپذیری وارد میشوند. این حرکت، نوعی بیداری و بعثت اجتماعی است؛ خروشی آگاهانه از خانهها، مسجدها، محلهها، هیئتها، مدارس، دانشگاهها، گروههای جهادی و نهادهای مردمی برای ساختن آینده و دفاع از حقیقت. در چنین شرایطی، همه اقشار جامعه، از خانواده شهدا و ایثارگران تا جوانان، زنان، معلمان، کارگران، روحانیان، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی، نیروهای جهادی و خدمتگزاران کشور، در یک مسیر مشترک قرار میگیرند و نشان میدهند که اراده الهی از مسیر همت، ایمان و حضور امت تحقق مییابد.
در این مسیر پرفراز و نشیب، فرهنگ شهادت قله ایثار و روشنترین نشانه پیوند ایمان و عمل است. شهید، تنها یک فرد از دسترفته نیست، بلکه نشانه زندهبودن آرمان، شرافت و حقیقت در جامعه است. قرآن کریم درباره شهدا میفرماید: «ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون»؛ کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندارید، بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند (13). شهدا و خانوادههای صبور آنان، گواهان زنده پیروزی ایمان بر ترس، اراده بر تهدید و خون بر شمشیرند. آنان به جامعه یادآوری میکنند که امنیت، عزت و استقلال، بدون فداکاری و مجاهدت به دست نمیآید.
در نهایت، جامعهای که تار و پود آن با ایمان، ولایت، وحدت، مواسات، عدالت، ایثار و حضور مردم درهم تنیده شده باشد، در برابر طوفان حوادث سر خم نخواهد کرد. چنین جامعهای میتواند زخمهای خود را ترمیم کند، امید را زنده نگه دارد، اختلافها را مدیریت کند، از ظرفیت مردم بهره بگیرد و تهدیدها را به فرصت رشد و اقتدار تبدیل نماید. این الگو، همان الگوی حکمرانی مؤمنانه و مردمی است؛ الگویی که در آن امنیت فقط محصول قدرت سخت نیست، بلکه ثمره ایمان، اعتماد، عدالت، خدمت، وحدت و حضور ملت در میدان است.
بر این اساس، وعده نصرت الهی یک شعار احساسی نیست، بلکه حقیقتی است که در پرتو ایمان، صبر، مجاهدت، وحدت و عمل صالح تحقق مییابد. مادامی که امت با بصیرت، همبستگی، ولایتمداری و روحیه جهادی پرچم حق را بر دوش میکشد، هیچ بنبستی در مسیر پیشرفت، مقاومت و تمدنسازی نوین اسلامی وجود نخواهد داشت. طلوع فجر پیروزی، پاداش جامعهای است که در سختترین میدانها، ایمان خود را به عمل، محبت خود را به مواسات، و ولایتمداری خود را به حضور مسئولانه در صحنه تبدیل میکند.
شهره صادقی فعال اجتماعی وفرهنگی
منابع
1. قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه 103.
2. قرآن کریم، سوره انفال، آیه 46.
3. قرآن کریم، سوره محمد، آیه 7.
4. قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 180.
5. قرآن کریم، سوره حشر، آیه 23.
6. قرآن کریم، سوره بروج، آیه 14؛ همچنین: سوره هود، آیه 90.
7. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ماده «جبر». همچنین برای معنای لغوی «جبر» به معنای اصلاح و ترمیم شکستگی، نک: ابنمنظور، لسان العرب، ماده «جبر».
8. قرآن کریم، سوره بقره، آیه 153.
9. البخاری، محمد بن إسماعیل. صحیح البخاری، کتاب الأدب، باب رحمة الناس والبهائم، حدیث 6011؛ مسلم بن الحجاج. صحیح مسلم، کتاب البر والصلة والآداب، باب تراحم المؤمنین وتعاطفهم وتعاضدهم، حدیث 2586؛ النووی، یحیی بن شرف. ریاض الصالحین، حدیث 224.
10. قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 10.
11. قرآن کریم، سوره حشر، آیه 9.
12. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 56؛ همچنین اصل 5 درباره ولایت امر و امامت امت.
13. قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه 169.
14. Cohen, S., & Wills, T. A. (1985). Stress, social support, and the buffering hypothesis. Psychological Bulletin, 98(2), 310–357. https://doi.org/10.1037/0033-2909.98.2.310
15. Norris, F. H., Stevens, S. P., Pfefferbaum, B., Wyche, K. F., & Pfefferbaum, R. L. (2008). Community resilience as a metaphor, theory, set of capacities, and strategy for disaster readiness. American Journal of Community Psychology, 41(1–2), 127–150. https://doi.org/10.1007/s10464-007-9156-6