درباره کریم‌خان زند، میراث تاریخی لرها و مرز اخلاقی نقد

به گزارش جایگاه خبر،نقد تاریخ و قدرت، حق جامعه است و حفظ حرمت اقوام، شرط اخلاقی این نقد. اگر به نام دفاع از هویت، صاحبان قدرت را از پاسخ‌گویی معاف کنیم، تاریخ به ابزار ستایش تبدیل می‌شود؛ و اگر نقد یک فرمانروا را به تحقیر خاستگاه قومی او یا مردمانی که به او منسوب‌اند پیوند بزنیم، نقد تاریخی به پیش‌داوری هویتی فرو می‌غلتد. در هر دو حالت، حقیقت آسیب می‌بیند: یک‌بار به سود قدرت و بار دیگر به سود تعصب.

 

مناقشه بر سر سخنان سعید لیلاز درباره کریم‌خان زند را نیز باید در همین چارچوب دید. لیلاز در توضیحات بعدی خود گفت سخنانش تقطیع شده، موضوع بحثش خلیج فارس و تنگه هرمز بوده، نه قوم لر یا خاندان زند، و قصد توهین به هیچ قوم ایرانی را نداشته است. او همچنین از برداشتی که می‌توانست سخنانش را توهین‌آمیز جلوه دهد، فاصله گرفت و ابراز تأسف کرد.

 

این توضیحات را باید شنید؛ اما نیت گوینده تنها معیار سنجش سخن در عرصه عمومی نیست. ممکن است کسی قصد تحقیر نداشته باشد، اما واژه‌هایش در حافظه جمعی معنایی تحقیرآمیز پیدا کنند. توضیح و ابراز تأسف می‌تواند به رفع سوءتفاهم کمک کند، اما مسئولیت انتخاب واژه‌ها را از میان نمی‌برد. در مقابل، رنجش از یک سخن نیز نباید بهانه‌ای برای تعطیل کردن نقد تاریخی شود. مسئله، یافتن مرزی روشن میان حق نقد و مسئولیت اخلاقی در بیان آن است.

 

کریم‌خان زند نمونه مناسبی برای طرح این مسئله است؛ زیرا داوری درباره او می‌تواند به‌سادگی از تاریخ سیاسی به نزاعی درباره هویت قومی کشیده شود. اگر او را صرفاً با دستاوردهایش بسنجیم، به ستایشگری نزدیک شده‌ایم؛ اگر کاستی‌های حکومتش را به خاستگاه قومی او یا شأن مردمانی که به او منسوب‌اند تعمیم دهیم، از نقد تاریخی فاصله گرفته‌ایم. راه درست، بررسی کارنامه او در زمینه تاریخی زمانه خویش است؛ نه ساختن قدیسی تاریخی و نه تبدیل یک فرمانروا به بهانه‌ای برای تحقیر یک قوم.

 

کریم‌خان در دوره‌ای به قدرت رسید که ایران پس از مرگ نادرشاه با کشمکش‌های داخلی، ناامنی و فرسایش اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. برقراری ثبات نسبی، بازگرداندن امنیت به بخش مهمی از کشور و تثبیت جایگاه شیراز به‌عنوان مرکز سیاسی و اقتصادی، در آن شرایط دستاوردهایی مهم بود. انتخاب عنوان «وکیل‌الرعایا» به‌جای «شاه» نیز نشان می‌داد که او می‌خواست، دست‌کم در زبان سیاسی، نسبت حکومت و مردم را متفاوت از سنت متعارف سلطنت صورت‌بندی کند؛ هرچند اعتبار هر عنوانی را باید با عملکرد حکومت سنجید، نه صرفاً با معنای آن.

 

شیراز در دوره کریم‌خان رونق گرفت و بناهایی چون بازار وکیل، مسجد وکیل و حمام وکیل همچنان بخشی از میراث معماری و شهری آن دوره‌اند. بوشهر نیز در مناسبات تجاری ایران با شرکت هند شرقی بریتانیا جایگاهی مهم داشت. این تحولات از تلاش حکومت زندیه برای احیای حیات اقتصادی کشور حکایت می‌کنند؛ هرچند ارزیابی میزان موفقیت این تلاش‌ها به بررسی دقیق شرایط اقتصادی و داده‌های تجاری آن روزگار نیاز دارد.

 

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های سیاست حمایتی کریم‌خان را باید در بحران غله سال ۱۱۵۴ هجری شمسی (۱۷۷۵ میلادی) جست‌وجو کرد. در پی کمبود شدید غله و گسترش قحطی در بخش‌هایی از ایران، حکومت برای تأمین نیاز مردم به وارد کردن غله از مناطق دوردست روی آورد. هزینه تأمین غله در شیراز به‌مراتب از نرخ اسمی فروش آن به نیازمندان بیشتر شده بود. بااین‌حال، کریم‌خان برخلاف توصیه برخی وزیران، بر ادامه توزیع غله با همان نرخ اصرار کرد. این تصمیم برای خزانه حکومت پرهزینه بود، اما نشان می‌داد که در مواجهه با بحران، ملاحظات انسانی می‌تواند بر محاسبات مالی دولت تقدم پیدا کند.

 

اینها نقاط روشن کارنامه کریم‌خان‌اند؛ اما هیچ دستاورد عمرانی یا سیاست حمایتی، فرمانروا را از نقد معاف نمی‌کند. یکی از مهم‌ترین کاستی‌های حکومت زندیه، وابستگی بیش از اندازه نظم سیاسی به اقتدار شخصی کریم‌خان بود. او توانست ثباتی نسبی ایجاد کند، اما این ثبات به نهادهایی پایدار، قواعد روشن جانشینی و سازوکارهایی مستقل از شخص او تبدیل نشد.

 

کریم‌خان در ۱۰ اسفند ۱۱۵۷ هجری شمسی (۱ مارس ۱۷۷۹ میلادی) درگذشت. پس از مرگ او، رقابت‌های جانشینی و کشمکش‌های درون‌خاندانی شدت گرفت و پایه‌های حکومت زندیه به‌تدریج فرسوده شد. این سرنوشت پرسشی اساسی پیش می‌کشد: آرامش دوران یک فرمانروا تا چه اندازه پایدار است، اگر ساختار حکومت نتواند پس از مرگ او به کار خود ادامه دهد؟ نهادسازی و انتقال باثبات قدرت، از معیارهای اصلی سنجش حکمرانی‌اند؛ معیارهایی که کارنامه زندیه در آنها بی‌نقص نبود.

 

لشکرکشی به بصره نیز باید با همین نگاه بررسی شود. محاصره شهر در سال ۱۱۵۴ هجری شمسی (۱۷۷۵ میلادی) آغاز شد و پس از حدود یک سال به تصرف آن انجامید. بصره تا مرگ کریم‌خان در سال ۱۱۵۷ هجری شمسی (۱۷۷۹ میلادی) در

جدیدترین‌ها
پربازدیدترین‌ها
پربحث‌ها